Part 26
بعد نیم ساعت رقصیدن ا،ت و کوک سالن رو ترک میکنن و به سمت یه اتاق مخصوص میرن که کوک اونجا معامله ای رو انجام بده و وارد اتاق میشن کوک روی یه صندلی نشست که ا،ت هم خاست کنار کوک بشینه که کوک اخم کرد و گفت
کوک : اونجا نه بیا روی پای من بشین
ا،ت : ولی همه نگامون میکنن
کوک : مهم نیست بزار همه بفهمن تو مال منی
ا،ت روی پا،ی کوک میشینه و کوک شروع به مذاکره میکنه اون ها به زبان آلمانی صحبت میکردن که ا،ت متوجه هیچی نمیشد بعد معامله کوک و ا،ت به سمت خونه میرن وقتی رسیدن کوک خیلی خسته بود و برای همینه شروع کرد به مس،،،ت کردن که ا،ت اینو دید و به سمتش رفت
ا،ت : کوک انقدر نخور برات خوب نیست
کوک : ا،ت جونم خوشگلم دلم هوست رو کرده( با حالت مس،تی )
ا،ت : یعنی چی
تا ا،ت خاست ادامه حرفشو بزنه کوک ل، ب،شو رو لب ا،ت گذاشت و شروع کرد به میک، زدن و ا،ت پاهاشو دور ا،ت حل،قه میکنه و به سمت اتاق رفتن کوک ا،ت و گذاشت روی تخت و ا،ت شروع کرد به .................
کوک : اونجا نه بیا روی پای من بشین
ا،ت : ولی همه نگامون میکنن
کوک : مهم نیست بزار همه بفهمن تو مال منی
ا،ت روی پا،ی کوک میشینه و کوک شروع به مذاکره میکنه اون ها به زبان آلمانی صحبت میکردن که ا،ت متوجه هیچی نمیشد بعد معامله کوک و ا،ت به سمت خونه میرن وقتی رسیدن کوک خیلی خسته بود و برای همینه شروع کرد به مس،،،ت کردن که ا،ت اینو دید و به سمتش رفت
ا،ت : کوک انقدر نخور برات خوب نیست
کوک : ا،ت جونم خوشگلم دلم هوست رو کرده( با حالت مس،تی )
ا،ت : یعنی چی
تا ا،ت خاست ادامه حرفشو بزنه کوک ل، ب،شو رو لب ا،ت گذاشت و شروع کرد به میک، زدن و ا،ت پاهاشو دور ا،ت حل،قه میکنه و به سمت اتاق رفتن کوک ا،ت و گذاشت روی تخت و ا،ت شروع کرد به .................
- ۱۷۱.۱k
- ۱۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط